|
[...]
|
کنسرت های دبی - نوروز ۸۷



آن قدر سرد بود كه مجبور شدم نصف دارايي ام را خرج تاكسي كنم. وقتي پياده شدم، فقط پنجاه تومن پس داد، تا خواستم بگويم زياد گرفتي گازش را گرفت.
اتاقمان پر شده بود از بوی سیب زمینی. البته اتاق مردم. ليلا داشت سيب زميني ها را با چاقو گل مي كرد. گفت:نان نداريم. ميخواستم بپرسم اين سيب زميني ها مي روند زير دندان له مي شوند چه كارشان داري؟، گفتم مي روم نان بگيرم.
آمدم خانه. بدون نان. سرما استخوان هايم را مي لرزاند. شاممان سيب زميني هاي مثل گل بود. بدون نان.
فردا صبح ليلا داشت سوراخ جيب شلوارم را مي دوخت. ديشب تمام دارايي ام را بلعيده بود. و ليلا داشت به زنجيرش مي كشيد. ليلا هي ميدوخت. چشمانش را دوخت به چشمانم. گفت:امروز سالگرد عروسيمان است
گاهی وقتها وقتی که فکر می کنی همه چیز مرتبه و هیچ مشکلی نیست......با سر می خوری به یک مانعی که نه راه پس داری نه راه پیش.....اینجاست که به خودم می گم شادی به من نیومده.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
نمایشگاه international property show
در دبی هم به اتمام رسید، نمایشگاه خوبی بود ...برجهای جدید، فروش واحد های مسکونی...در کل برای ما بچه های معماری خیلی ایده داشت
